داخل این کمیک خاطرات جنده بازی های آلیس رو میبینیم که کم هم نیستن,آلیس انگار اصلا کنترلی روی کصش نداره و بدش نمیاد که هرکی از راه رسید با کصش یه وری بره
بعد از اینکه بهوش اومدم دیدم که داخل این زیر زمین هستم و تنها کسایی که دور و برم هستن این غول ها هستن که انگاری کیر همشون برام راست شده
23 قسمت از داستان های متنوع و جذاب در تم های مختلف از جیزلا یکی از بهترین مدل های سه بعدیمون خدمت شما عزیزان امیداوریم لذت ببرید
رفتم به بیمار سر بزنم که اتفاقی سینه هام افتاد روی صورتش وقتی دولا شدم,بعد دیدم که کیرش راست شد و کنجکاو شدم که زیر پتو چه کیری برای من راست شده
کیی فکرشو میکرد همچین اتفاقی بیفته؟ کیی فکرشو میکرد که همچین کصی داخل پارک برای یه پیر مرد حشری بشه و دلبری کنه براش
داخل فیلم ها دیده بودم که تو شب هالووین اتفاق های وحشتناکی میفته اما اصلا فکر رو نمیکردم که تو واقعیت هم هچین چیزی بشه
من برای دزدیدن یک الماس قدیمی به یک معبد رفته بودم و شنیده بودم که کسی از وجودش خبر نداره اما گیر یک محافظ دوجنسه با یه کیر گنده افتادم و حالا نمیدونم چطوری باید از دستش فرار کنم
من اشتباهی وارد یه جایی شدم که نباید میشدم,دو تا غول رو دیدم و نتونستم مقاوت کنم و به زور منو کردن و فکر کردم خب دیگه تموم شد اما نه این تازه شروع ماجرا بودش
رفتم داخل اتاق تا ببینم همخونم خوابه یا بیداره,که دیدم خوابه اما لخت لخته و کص و کونش داره به من چشمک میزنه,این احمق باید بدونه وقتی با یه دوجنسه تو یه خونه زندگی میکنه نباید اینجوری بخوابه
من قبل خوابم کتاب ترسناکی راجب ادم فضایی ها خوندم,اما فکرشو هم نمیکردم همچین خواب وحشتناکی ببینم
رفته بودم کنار استخر ریلکس کنم که این غول لعنتی سر و کلش نمیدونم از کجا پیدا شد و افتاد روم و همش داره میماله منو,نمیدونم چطوری اومد تو خونم اما کیرش خیلی بزرگه
من به خاطر دعوا افتادم زندان اما باید از اینجا بزنم بیرون,ولی وقتی این نگهبان منحرف همش جلوم نشسته چطوری میتونم برم بیرون,اها فهمیدم فقط یک راه داره...
داخل جنگل ببر خواست یک فرشته رو بخوره اما یه غول از راه رسید و نجاتش داد و حالا فرشته تصمیم گرفت که برای تشکر کیرشو براش بخوره,اما خودشم حشری شده و میخواد اون کیر رو بکنه تو کصش،این کیر برای یک غوله و خیلی بزرگتر از چیزیه که فکرشو بکنی...
میخواستم از اتاقم برم بیرون اما جلوی در اون منتظر من بود,خواستم بجنگم اما اون عوضی یه کاری با من کرد,نفهمیدم چی شد اما الان دلم میخواد که بهش بدم میخوام که روی کیرش بشینم.فکر کنم داره ذهنمو کنترل میکنه
چهار تا شاه کص معرکه داخل یک کشتی تفریحی بودند و کم کم همشون حشری شدند اما نمیدونستند که چجوری شروع کنن تا اینکه...
بعد از مهمونی رفتم به زندانیم سر بزنم,خواستم با راست کردن کیرش شکنجش بدم,کیرش راست بود اما دستاش بسته بود و نمیتونست کاری بکنه منم جلوش داشتم کصم رو میمالیدم,اما یک لحظه که پشتمو بهش کردم....
گیر این زنیکه روانی افتادم و نمیدونم چطوری از دستش فرار کنم,حالا خوبه که زنه و کیر نداره,ای وای این چیه دیگه این دیلدو از کجا اورد؟نههههه