جوزف به خاطر قمار،زن قبلیش رو از دست داد و حالا وقتی به دوست دختر جدیدش پیشنهاد ازدواج میده جواب رد میشنوه.او باز هم قمار میکنه و این دفعه خونه اش رو از دست میده،حالا یا زنش باید جنده سیاهپوستا بشه یا زندگیش رو از دست بده...مترجم:iggy
برای مشاهده داستان پس از کلیک روی لینک قسمت باید تبلیغات رو رد کنید آموزش رد کردن تبلیغات
قسمتی با این شماره یا نام پیدا نشد.