بعد از مهمونی رفتم به زندانیم سر بزنم,خواستم با راست کردن کیرش شکنجش بدم,کیرش راست بود اما دستاش بسته بود و نمیتونست کاری بکنه منم جلوش داشتم کصم رو میمالیدم,اما یک لحظه که پشتمو بهش کردم....
برای مشاهده داستان پس از کلیک روی لینک قسمت باید تبلیغات رو رد کنید آموزش رد کردن تبلیغات
قسمتی با این شماره یا نام پیدا نشد.