میخواستم از اتاقم برم بیرون اما جلوی در اون منتظر من بود,خواستم بجنگم اما اون عوضی یه کاری با من کرد,نفهمیدم چی شد اما الان دلم میخواد که بهش بدم میخوام که روی کیرش بشینم.فکر کنم داره ذهنمو کنترل میکنه
برای مشاهده داستان پس از کلیک روی لینک قسمت باید تبلیغات رو رد کنید آموزش رد کردن تبلیغات
قسمتی با این شماره یا نام پیدا نشد.