پدر دلبر که در یک مسیر جنگلی گیر باد و طوفان و گرگ های گرسنه میفته به یک قصر نسبتا قدیمی پناه میبره اما اون خبر نداره که این قصر متعلق به یک شاهزاده نفرین شدست.بل برای نجات پدرش به قصر میاد و از دیو میخواد که بجای پدرش اونو اسیر کنه...
Kelatoo(بیوه سیاه)مترجم
برای مشاهده داستان پس از کلیک روی لینک قسمت باید تبلیغات رو رد کنید آموزش رد کردن تبلیغات
قسمتی با این شماره یا نام پیدا نشد.