رفتم خونه دوست مامانم تا بپرسم چرا مادرم دیروز عصبانی بود وقتی از خونشون اومده بود اما دوست مامان نبود و پسرش بود و پشمام ریخت وقتی گفت که مامانم با مامانش لز میکردن و تازه مامانم به این پسره هم داده و اینا به کنار الان این پسره میخواد که منو بکنه
برای مشاهده داستان پس از کلیک روی لینک قسمت باید تبلیغات رو رد کنید آموزش رد کردن تبلیغات
قسمتی با این شماره یا نام پیدا نشد.