یکی بود یکی نبود غیر از گیسو و جادوگر هیچکس نبود،جادوگر حشری گیسو رو توی برجی که هیچ راه پله ای واسه ورود و خروج نداشت حبس کرده بود..جادوگر همیشه به گیسو سر میرد تا باهاش لز کنه تا اینکه...
مترجم: کلاتو
برای مشاهده داستان پس از کلیک روی لینک قسمت باید تبلیغات رو رد کنید آموزش رد کردن تبلیغات
قسمتی با این شماره یا نام پیدا نشد.