کوچولوی دست آموز پایان یافته

کوچولوی دست آموز

  • — بدون رأی
  • ۰قسمت
  • ۳بازدید

رفتم خونه دوستم اما خودش نبود ولی پدرش بود,فکر نمیکردم یه مرد سن بالا بتونه منو حشری کنه منم تصمیم گرفتم براش سنگ تموم بزارم و لباس مخصوص بپوشم

قسمت بعدی (قسمت 1):

برای امتیاز دادن وارد شوید

قسمت‌ها

برای مشاهده داستان پس از کلیک روی لینک قسمت باید تبلیغات رو رد کنید آموزش رد کردن تبلیغات

  1. قسمت 1 انتشار:

قسمتی با این شماره یا نام پیدا نشد.