بیرون بودیم که بارون اومد و خیس شدیم و به پیشنهاد دوستم رفتیم خونشون تا لباسامون رو عوض کنیم,اما من یاد یه خاطره ای افتادم چیزی که داخل مدرسه بعد کلاس از دوستم و معلم دیدم که داشت به اقا معلم کون میداد
قسمت بعدی (قسمت 1):
برای مشاهده داستان پس از کلیک روی لینک قسمت باید تبلیغات رو رد کنید آموزش رد کردن تبلیغات
قسمت 1
انتشار:
قسمتی با این شماره یا نام پیدا نشد.