روزی روزگاری شنل قرمزی هجده ساله بسیار شیرین و کم تجربه توی دهکده زندگی میکرد یک ساعت قبل از غروب به سمت خانه مادربزرگ میرود تا اینکه آقا گرگه جلوی راهش را میگیرد و کون چشم نوازش را ملاقات میکند..
مترجم: کلاتو
برای مشاهده داستان پس از کلیک روی لینک قسمت باید تبلیغات رو رد کنید آموزش رد کردن تبلیغات
قسمتی با این شماره یا نام پیدا نشد.